الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

135

علل الشرايع ( فارسي )

آنها به زمين مىافتند ، كلمه « حسوم » يعنى دائم و متوالى بارى اين باد مردان و زنان را از زمين به هوا مىبرد و سپس از بالا به زمين پرتاب مىكرد و آنها وارونه و معكوس بر سر ديگران مىافتادند و به همين معنا اشاره دارد فرموده حقّ تعالى در قرآن كريم : * ( تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ ) * يعنى : آن باد مردم را از جا بر مىكند گويا تنه درختى بوده كه از ريشه كنده شده است . كلمه « نزع » يعنى قلع و كندن ، بارى باد مزبور كوهها را خورد مىكرد همان طورى كه مساكن و منازل را در هم مىكوبيد و نرم و آرد مىنمود و سپس به صورت شن و ريگهاى بسيار ريزى كه اوّل بودند بر مىگرداند و به همين خاطر بود كه در رمل و شن كوه و توده ديده نمىشد و امّا اين كه به قوم عاد « ارم ذات عماد » گفته شده جهتش آن است كه ايشان پايه هاى كوه را از پايين درمىآورده و روى هم مىگذاردند تا جايى كه طول و ارتفاع آن به اندازه طول كوه مىشد سپس اين پايه ها را نصب نموده و روى آن قصور بنا مىكردند باب سى و يكم سرّ ناميدن ابراهيم عليه السّلام به ابراهيم حديث ( 1 ) از برخى مشايخ و اساتيد اهل دانش شنيدم كه مىفرمود : جناب ابراهيم را به خاطر اين ابراهيم گفتند كه حضرتش اراده و قصد نمود و بلافاصله احسان و نيكى كرد . بعضى گفته‌اند : جهت ناميدنش به اين نام آن است كه حضرتش به آخرت روى آورد و از دنيا دورى نمود . باب سى و دوّم سرّ به دوستى برگزيدن حقّ تعالى ابراهيم عليه السّلام را حديث ( 1 ) محمّد بن موسى بن متوكَّل رضى الله عنه مىگويد : على بن حسين سعدآبادى ، از احمد بن ابى عبد الله برقى از پدرش ، از ابن ابى عمير ، از كسى كه يادش نموده نقل كرده كه او